هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
164
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
اين استان كمك شايانى مىنمايد . حتى اسامى حكومتگران محلى ( والى ، كدخدا ، تيولدار ) و نوع آبادىها هم حائز اهميت مىباشد . 2 . اثرى مستند در تاريخ سياسى قاجاريه . چون اين كتاب ، بدون واسطه و توسط بالاترين شخص مملكت و رأس هرم قدرت نوشته شده است ، به خوبى بازگوكنندهء اوضاع سياسى ايران در سال 1292 ه . ق . است ؛ و اگر نيك در محتواى آن نگريسته شود ، ويژگىهاى يك حكومتگر تماميتخواه ، به دقت بيان شده است . عشق حاكمان فاسد و نالايق اين سرزمين ، به « زن » و « شكار » و « تفريح » و « تعريف » و « تمجيد » در زمانى كه دنيا در حال پيشرفت و تكامل بوده است ، در سطر سطر اين خاطرات مشهود مىباشد . اهتمام دستگاه ادارى و سياسى كشور به برگزارى مراسم تهوعآور جمع كردن مردم و علماى دربارى و وابستگان حكومتى در استقبال از شاه ، در شهر و روستا ، و به دنبال موكب همايونى كه حامل شاه و حرمسرا و ملازمانش بوده ، و كف و هورا و دستهگل و شعارهاى آنچنانى در حمايت كسى كه خود را « سايهء خدا بر روى زمين » و « منصوب خدا » براى « فرمانروايى بر مردم » مىدانسته است ، در جاىجاى اين خاطرات يوميهء شبيه به « شاهنامه » ( با شاهنامه فردوسى مقايسه نشود ) به چشم مىخورد . فريب و نيرنگ دستگاه تبليغاتى حاكم ، براى ايجاد چهرهاى « مردمى » و « محبوب » از شاه ، و وارونه جلوه دادن اين سفر تفريحى به سفرى براى « سركشى به روستاها و شهرها » و نمايش مسخره گرفتن عريضه و شكايات و خواستههاى مكتوب مردم - كه همهء آنها بىنتيجه مىماند - و دستور افتتاح راهها و تعمير كاخها و جادهها و ساختمانها و امامزادهها و آبرسانى به شهرها و روستاها و حتى شركت در مراسم افتتاح يك راه و عبور از طاق نصرت ، نشانگر وضع مردم آن روزگار بوده است ؛ مردمى كه در چشم « حكومت فاسد قاجار » - كه به دولتهاى خارجى وابسته بود و علم تنها كشور شيعه جهان و مملكت امام زمانى را بر دوش داشت - فقط نقش « بيعت تودهوار » و « اطاعت كوركورانه از پادشاه منصوب از طرف خداوند » را برعهده داشتهاند و بس ؛ و زندانهاى مخوف و دهشتناك آن عصر ، آكنده از « زندانيان سياسى » - با شكنجههاى قرون وسطايى در سياهچالهاى نمور ، كه سياح محلاتى به آنها اشاره مىكند - بوده است . اين سفرنامه ، يك اثر « سياسى » است ؛ از نگاه « حاكمى » كه همهچيز و همهكس